بار دیگر دست طمع، جان جنگلبان بی گناهی را گرفت.
وقتی صدای لالای جنگل می آمد
وقتی جنگل در آرامش بود
وقتی درختان همه قامت برافراشته بودند و سرود بودن را ترنم می نمودند
وقتی که تمامی خاطره ها در نگاه آرام می گرفت و می ماند
وقتی که قصه عشق تکرار واژه ها بود تابه صبحی آرام و قرار منتهی شود
این جنگلبان جوان بود که واژه های عشق را تکرار می نمود و آرام نداشت
اگر چه نا آشنا بود برای ما
اما .....
و ناجوانمردانه قامت زیبای جنگل را به خون رنگین ساختند تا که باد
بوی عطر اقاقیا را تا تمام جنگل به مشام همه درختان برساند
جنگلبانان عزیز ما که امروز در خط مقدم دفاع از سرمایههای طبیعی و شکننده کشور قرار دارند، متأسفانه آماج افراد و گروههایی قرار میگیرند که جز مطامع خود نمیبینند و این راه، مسیر درست مدافعان حقوق ملتهاست، جنگلبانی که این بار در دفاع از موهبات الهی و ایستادگی بر سر عهد خویش با مردم، جانش را فدا کرد.جنگلبان مظلومی که حیات و زندگی را برای مردمش پاس داشت، حتی اگر به قیمت جانش تمام شود.
متاسفانه بار دیگر دست طمع، جان جنگلبان بی گناهی را گرفت...
جنگلبان شهرستان کردکوی استان گلستان"شهید والامقام حسن کابوسی" با شلیک گلوله سودجویان متجاوز به انفال شهید شد .
این ضایعه دردناک را به خانواده سازمان منابع طبیعی و آبخیزداری و تمامی جنگلبانان کشور وخانواده آن شهید تسلیت عرض می نماییم

نظر شما :